تبليغاتX
مجموعه سخنرانیهای یعقوب مهرنهاد

 

"اما من يعقوب مهرنهاد متولد سال ۵۸ شمسی و ساکن ديار مردان و زنان خونگرم و صبور و نوع دوست بلوچستان می باشم و به روز نمودن وبلاگ نيز به دليل مشغله های فراوان در انجمن جوانان صدای عدالت که سازمانی مردمی و غيرحکومتی و برای خدمت به همنوعان و جامعه بشری می باشد..."

اين صدای جوانی وبلاگ نويس بود که در سحرگاه چهاردهم مرداد ماه ۱۳۸۷ در زندان مرکزی زاهدان اعدام گرديد و يگانه جرم او ابراز انديشه و تلاش در جهت حقوق اوليه مردم محروم بلوچ بود ،

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستان مهر نهاد  | 

رژيم جمهوری اسلامی روزنامه نگار بلوچ را به جوخه مرگ سپرد

جنايتکاران اسلامی حاکم بر ايران روزنامه نگار و فعال اجتماعی، يعقوب مهر نهاد را سحرگاه روز چهاردهم مردادماه ١٣٨٧ همراه يک زندانی ديگر در زندان زاهدان به جوخه مرگ سپردند. اين روزنامه نگار با اتهام واهی وابستگی به گروه جندالله در ارديبهشت سال ١٣٨۶ دستگير و بعد از ماه ها شکنجه، در شهريور همان سال در يک دادگاه فرمايشی به مرگ محکوم شد.


+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستان مهر نهاد  | 

خبرنامه امیرکبیر: یعقوب مهرنهاد روزنامه نگار و فعال مدنی و دبیر انجمن “جوانان صدای عدالت”، روز گذشته پس از ۱ سال و ۳ ماه بازداشت در زندان زاهدان اعدام شد. یعقوب مهرنهاد که مدتی هم سرپرست روزنامه “مردم سالاری” در استان سیستان و بلوچستان بود، در آستانه روز خبرنگار و علیرغم اینکه کمیسیون عفو استان خواستار عدم اجرای حکم اعدام شده بود، با تاکید مراجع عالی قضایی اعدام شد.

 

یعقوب مهرنهاد پس از بازداشت بیش از ۵ ماه در بازداشتگاههای وزارت اطلاعات به سر برده و پس از آن به مدت ۲ ماه بدون هیچ حکمی در زندان مرکزی زاهدان زندانی شده بود. در چهارم دی ماه سال گذشته دادگاه وی تشکیل شده و پس از محاکمه به جای صدور حکم و علی رغم گفته ی قاضی پرونده مبنی بر صدور حکم طی ۱۰ روز، مجددا وی را در تاریخ ۱۵/۱۰/۸۶ برای اخذ اعترافات به بازداشتگاه اطلاعات انتقال داده اند. وی سرانجام طی دادگاهی ناعادلانه و بدون حضور هیات منصفه، وکیل و خانواده او به “محاربه و فساد فی الارض از طریق عضویت و همکاری با گروهک تروریستی موسوم به جندالله” محکوم شد.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، پس از صدور حکم اعدام برای یعقوب مهرنهاد، خانواده وی درصدد بودند تا محمدعلی دادخواه وکالت پرونده را بر عهده بگیرد، اما وزارت اطلاعات زاهدان با فشار و تهدید خانواده یعقوب، آنان را از ارتباط با وکلا در تهران و انعکاس خبرهای مربوط بر حذر می داشتند. وزارت اطلاعات زاهدان با قول حل مشکل و تغییر حکم اعدام به خانواده وی، تعیین وکیل برای یعقوب را باعث پیچیده تر شدن پرونده بیان کرده و این امر را به ضرر یعقوب عنوان می کردند.

 

یعقوب مهرنهاد در اردیبهشت ۸۶ پس از برگزاری پنجمین همایش سالانه “جوانان پرسشگر، مسئولین پاسخگو” که تعدادی از مسئولین نیز در آن حضور داشتند همراه با تعدادی دیگر از اعضای شورای مرکزی انجمن بازداشت شدند.

 

انجمن جوانان صدای عدالت هر ساله در اردیبهشت ماه همایشی با عنوان “جوانان پرسشگر؛ مسئولین پاسخگو” برگزار می نمود که در آن مردم به انعکاس مسایل و مشکلات و مطالبات مردم می پرداختند. انعکاس مشکلات مردمی به مسئولین و گرفتن پاسخ از آنها و برگزاری کلاس های کامپیوتر، زبان، طراحی و نقاشی از جمله فعالیت های این انجمن بود. تمام تلاش این انجمن ارتقای سطح فرهنگی مردم محروم زاهدان و رسیدگی به معضلات آنان بود. انجمن جوانان صدای عدالت، نهادی مدنی، مستقل و مردمی بود که با اخذ اعتبارنامه از سازمان ملی جوانان از سال ۱۳۸۱ فعالیت خود را آغاز کرده و اعضای شورای مرکزی آن، هر دو سال یکبار با برگزاری انتخابات تعیین می شدند.

 

یعقوب مهرنهاد در وبلاگی که داشت در معرفی خود نوشته بود: ” (خداوند وضع وحال هیچ ملتی را تغییر نمیدهد مگر آنکه خود به تغییر وضع خویش اقدام نمایند ) این کلام نورانی والهی موجب ایجاد انگیزه برای تمام فعالیتهائی است که انجام میدهم و معتقدم در صورت عمل به این کلام الهی همه مردم می توانند اوضاع خود وجامعه خویش را از ظلمت به سوی روشنائی تغییر دهند. از بی عدالتی و نابرابری ها وفقر و ستم به آنچه که آرمان بشری است وخواسته های مشروع انسانی. و اما من یعقوب مهرنهاد متولد سال ۵۸ شمسی وساکن دیار مردان وزنان خونگرم وصبور ونوع دوست بلوچستان می باشم.”

 

وی در دیداری با نمایندگان زاهدان در مجلس گفته بود: “بهترین راه مبارزه با ناامنی در بلوچستان وایجاد امنیت، اختصاص بودجه در نظر گرفته شده برای امنیت به آموزش وپرورش و ارتقاء کیفیت آموزشی دانش آموزان استان میباشد.” وی با اشاره به اینکه تا زمانیکه برای از بین بردن فقر وبیسوادی وکم سوادی در استان تلاش نشود هیچ امنیت پایداری در استان تحقق نخواهد شد، خطاب به نمایندگان استان گفته بود: “تنها راه ایجاد امنیت در استان اجرای عدالت واقعی ورفع فقر وتبعیض واز بین بردن بیکاری وبی سوادی می باشد.”

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستان مهر نهاد  | 

 
 آخه از کجا بگم. از چی* بگم؟ از این که وطن در چنگال آخوند*های حرام زاده داره لحظه لحظه به مرگ نزدیک تر و نزدیکتر میشه.
آخه ما چه گناهی کردیم که عاشق این وطنیم!؟
کجایند آرش*ها و رستم ها؟
در قتل گاه حکومت ضد ایرانی* جمهوری اسلامی.
یعقوب وب لاگ داشت و مینوشت. از درد*ها و ظلم ها.
این وب لاگ اوست. به کدامین گناه خون او را به زمین ریختند!؟
فرزند پاک میهن را اعدام کردند مثل هزاران عاشق دیگر.
و تو*ای حرام زاده حزب اللهی،*ای وطن فروش، قسم به ایران انتقام این خونهای پاک را از تک تکتان میگیریم.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستان مهر نهاد  | 

  يكي از سياه ترين دوران هاي پس از انقلاب ، سالهاي وحشت بار دهه 60 است . در اين سالها حاكمان اسلامي تازه از راه رسيده با سوء استفاده از شرايط جنگي حاكم بر كشور و غفلت مردم از شرايط داخلي و توجه ويژه به جنگ و جبهه ، تا توانستند مخالفان و منتقدان خود را تصفيه فيزيكي كردند . تقريبا از همان ماههاي ابتدايي پس از انقلاب ، تندروهاي اسلامي دنبال بهانه اي مي گشتند تا به واسطه آن ، حذف گسترده مخالفان و منتقدان خود را آغاز كنند و ميدان قدرت و سياست را به طور كامل قبضه و خيالشان را براي سالها آسوده كنند . رهبران وقت سازمان مجاهدين با خامي و خودخواهي خود اين بهانه را به بهترين شكل ممكن به دست حكومت دادند و با شروع درگيري مسلحانه كه  در 30 خرداد 1360 به اوج خود رسيد ، زمينه سازي براي شروع يكي از بزرگترين جنايات در طول تاريخ ايران را براي گروهي از حاكمان تندروي اسلامي در حكومت فراهم آوردند . (1) از همان فرداي روز 30 خرداد ، دستگيري ها و اعدام ها شروع شد و اين فقط دامن رهبران و اعضاي سازمان مجاهدين را نگرفت بلكه همه گروهها و افرادي كه به نوعي نسبت به حكومت جديد ابراز مخالفتي كرده بودند هم در اين آتش گرفتار شدند و سوختند .

اوج اعدامها مربوط به مردادماه سال 67 و پس از عمليات " مرصاد " ( فروغ جاويدان ) است ( در چنين روزهايي ) كه گفته مي شود اين بار با دستور مستقيم آقای خمینی هزاران جوان و نوجوان ، اكثرا وابسته به گروههاي چپ ، كه برخي از آنها در حال گذراندن روزهاي پاياني دوران محكوميت خود بودند ، يك شبه و در دادگاههاي غيرعلني و حتي بدون محاكمه اعدام شدند . حتي برخي از مسئولين كه با اين اعدامها مخالفت مي كردند به نوعي به حاشيه رانده شده و مغضوب حكومت شدند .

آمار متفاوتي از تعداد قربانيان اين سالها گزارش شده است و تا به امروز لیستی شامل 5000 نفر از اين افراد تهيه شده است ولي برخي ، آمار قربانيان اين جنايت بزرگ را تا 000/30 نفر تخمين زده اند .

پس از آن سالها كمتر پيش آمد كه حكومت زنداني سياسي – عقيدتي را به اعدام محكوم كند و اگر هم چنين موردي اتفاق مي افتاد بعد از مدتي حكم لغو و تعديل ميشد هر چند كه روش حذف مخالفان به شيوه اي ديگر توسط سعيد امامي و يارانش ادامه يافت و در طول 10 سال پس از سال 67 نزديك به 120 نفر از منتقدان جهموري اسلامي به قتل رسيدند ولي هيچ گاه حذف فيزيكي مخالفان و منتقدان سياسي حالت علني به خود نگرفت .

تا اينكه متاسفانه ديروز ، يكي از شوك آورترين اخبار در طول چند سال گذشته منتشر شد .

" يعقوب مهر نهاد روزنامه نگار و فعال مدني و دبير انجمن جوانان صداي عدالت روز دوشنبه  پس از يك سال و سه ماه بازداشت در زندان زاهدان اعدام شد . يعقوب مهرنهاد كه مدتي هم سرپرست روزنامه مردم سالاري در استان سيستان و بلوچستان بود در آستانه روز خبرنگار و علي رغم اينكه كميسيون عفو استان خواستار عدم اجراي حكم اعدام شده بود ، با تاكيد مراجع عالي قضايي اعدام شد !! "

مهرنهاد در يك دادگاه غير علني و بدون حضور هيات منصفه ، وكيل و حتي خانواده اش به اتهام همكاري با گروهك تروريستي جندالله ، به اعدام محكوم شد .

 

یعقوب مهرنهاد همراه با نماینده مردم خاش در مجلس در بازدید از مناطق سیل زده

مرداد ماه تابستان 87 ، دادگاهي غير علني كه در آن متهم حتي از كمترين حقوق براي دفاع از خود برخوردار نيست ، روزنامه نگار و فعال سياسي را به اعدام محكوم مي كند ،همان گروه و يا وابستگان آناني كه جنايت مرداد 67 را رقم زدند ، دوباره بر مسند قدرت نشسته اند ، شباهت غريبي بين اين دو مرداد است .واقعيت اين است كه گروهي در حكومت دوباره به دنبال حذف فيزيكي گسترده مخالفان و منتقدان است ، هر چند شرايط فعلي امكان حذفي به گستردگي تصفيه مخالفان در سالهاي 60 را به اينان نمي دهد (2) ولي متاسفانه در روزهاي آينده باز هم بايد شاهد شنيدن چنين خبرهايي باشيم . فرزاد كمانگر ، معلم كرد، تنها يكي از دهها نفري است كه اين روزها زير تيغ روزگار مي گذراند .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستان مهر نهاد  |